این مطالعه، چارچوبي براي طراحي مجدد سيستمهاي توليدي براي تبديل به سيستمهاي علمي بهينه JIT به وسيله ي استفاده يکپارچه از شبيه سازي کامپيتری و آناليز واريانس ، معرفي مي نمايد .
رويکرد متعارف JIT ، بيشتر قابل اجرا براي سيستم هاي توليد ايستا مي باشد و سيستم هاي توليد نيازمند يک رويکرد JIT يکپارچه شده عملي تر مي باشد. به علاوه طراحي مجدد سيستم هاي پوياي موجود براي تبديل شدن به سيستم هاي JIT بايد يک مسير عملي را دنبال کند که اين مي تواند فعاليت طاقت فرسايي باشد. اين بدين معني است که يک سيستم JIT بهينه عملي منحصر به فرد که محدوديتهاي سيستم و رفتارپوياي آنرا مد نظر قرار مي دهد، بايستی طراحی گردد. دوم ، مدل شبيه سازي به وسيله ي آناليز واريانس تست شده و تاييد مي گردد. سوم، طرحJIT بهينه (مناسب ترين) توسعه يافته و به وسيله مدل سازي محدوديتهاي سيستم واقعي و رفتار پوياي آن تست مي گردد.
اين چارچوب براي يک خط توليد اتوماتيک و يک کارگاه نور دکاري سنگين کار رفته است.
بطور کلی ، مساله توزيع زمانبندي بر حل همزمان دو پيامد تمرکز مينمايد. (i) اختصاص کارها به تناسب کارخانه ها و (ii) تصمیم به زمانبندي توليدات مشابه در هر کارخانه. هدف اين روش بيشينه ساختن راندمان سيستم با پيدا کردن يک برنامه ريزي بهينه براي همکاري بهتر ميان پروسه هاي مختلف مي باشد. اينکار باعث پيچدگي زمانبندي پخش مشکلات نسبت به برنامه ريزي کلاسيک تک تک محصولات گردیده و با افزايش متناوب متغير ها در روشهاي مختلف توليد ، مساله پيچيده تر نيز ميگردد.
بطور مرسوم ، ماشين ها معمولا در برنامه ريزي توليد بطور پيوسته ( بدون وقفه ) در دسترس در نظر گرفته شده و نگهداري و تعمير آنها مد نظر قرار نميگيرد . آنچه مسلم است هر ماشين به نگهداري و تعميرات نياز داشته و اهداف نت مستقيما بر روي قابليت دسترسي به ماشين آلات تاثير گذار خواهد بود. بنابر اين اين موضوع در برنامه ريزي توليد تاثير گذار بوده و لازمست تا زمان انجام برنامه هاي نگهداري و تعميرات در برنامه ريزی توليد، در نظر گرفته شود.